دين اسلام دينى متعادل و ميانه رو است و معتقد است تمام اعمال بايد به صورت متعادل انجام شود و افراد حق ندارند به گونه افراطى اين كارها را انجام دهند

ó     اعمال خير مانند صدقه دادن و يارى رساندن به محرومان

ó     عبادت، مثل نماز، روزه،

ó     افكار و هيجانات

ó     علاقه و عشق

         

        « عشق گذشتن از اندازه محبت است » ، علاقه اي افراطي است که تا حدودي كنش ارادي فرد را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد و در بسياري اوقات حتي زماني كه فرد مي خواهد رابطه اش را قطع نمايد توان آن را ندارد .

 ابن فارس ، ترتيب مقاييس اللغه ، ص658

امام علي (ع) مي فرمايند :

         « لايكن حبك كلفا و .... احبب حبيبك هونا ما .... » « دوستي ات [در حد] شيدايي نباشد .... دوستت را به اندازه، دوست بدار.... » اين روايت با آشكار ترين بيان ، مسئله شدت دوستي را مورد نقد قرار داده است در عين حال اسلام به جهت دوستي ها نيز توجه ويژه اي دارد . .

 طوسي ،الامالي،  1413، ص 703

از نگاه روايات :

        عاشق فردى است كه دچار بيمارى شده است، اين بيمارى در گام نخست به اين دليل است كه ساختار شناختى و عاطفى فرد عاشق دچار آسيب جدى مى‏شود و توانايى شناخت صحيح از او سلب مى‏شود در چنين حالتى نه موعظه خيرخواهان براى او سودى دارد و نه مى‏شود پاى وعظ آنها نشست و يا طرف مشورت آنها قرار گرفت. در ميان روايات شيعه هيچ نگاه مثبتى به عشق انسانى وجود ندارد .

        مهمترين و نشانه شناسانه‏ترين روايت را سيد رضى به نقل از علي (ع) در نهج البلاغه آورده است.

پیامدها (آسیب‌ها) :

فردی :

q    شخصیتی

ü     تهدید، مهم‌ترین سرمایه دختر و پسر

ü     از بین رفتن کرامت انسانى و غرق شدن در شهوات

q    شناختی

ü     از بین رفتن تمرکز

ü     سرکوب شدن استعدادها

ü     افت تحصیلی یا رکود علمی 

ü     فقدان شناخت درست و واقع‌بینانه

q    عاطفی

ü     اضطراب، افسردگی  و احساس تنهایی

ü     احساس گناه

q    اعتقادی و اخلاقی

ü     انحطاط اخلاقی

ü     تضعیف باورهاى اعتقادى و ایمان و فرهنگ اصیل ایرانی

ارتباطی :

¨     ایجاد جو بدبینی

¨     محرومیت از ازدواج پاک

¨     عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده

¨     خیانت به همسر آینده

¨     وابستگی شدید

اجتماعی :

¨     افزایش نابسامانی خانوادگی(طلاق)

¨     افزایش جرم و بزهکاری

¨     آسیب دیدن نهاد خانواده

¨     شکسته شدن مرزهای دینی

¨     تخریب بستر ازدواج

علل زمینه‌ساز :

فردی

¨    مشکلات روانشناختی

¡       نقص در شکل گیری هویت

¡       تصور نادرست از ازدواج

¡       عقده‌ حقارت و نیاز به توجه  و خودنمایی

¡       تنوع طلبی

¡       خامی و عدم پختگی

¡       الگوگیری ( تقلید کورکورانه)

¡       ضعف در حیا

¨    اختلالات روانی

¨    اختلالات شخصیتی

¨    غریزه جنسی

خانوادگی

¨    اقتصادی

¡       فقر

¡       ثروت

¨    تربیتی

¡       افراط و تفریط در اجتماعی کردن فرزندان

¡       ضعف در ارضای نیازهای عاطفی

¡       ضعف در نظارت بر رفتار فرزند

¡       سبک فرزندپروری غلط

¡       تبعیض در برخورد

¨    ازهم پاشیدگی خانواده

¨    ضعف پایه‌های اعتقادی خانواده

¨    ضعف پایه ‌های شناختی و وجود خرافات وآداب و رسوم غلط

¨    موانع خانوادگی ازدواج

اجتماعی

¨    نقص تحقق کرامت زن در جامعه

¨    مجالس مختلط

¨    موانع اجتماعی ازدواج

¨    بی‌تفاوتی اجتماع

¨    سست شدن باورهای دینی

¨    دوستان و همسالان نامناسب

¨    رسانه‌ها

¨    تهاجم فرهنگی

¨    اعتیاد

¨    روش های